دانلود انواع مزاج ها

دانلود بصورت پاورپوینت

مبانی طب سنتی ایران (مزاج ها)

10 فایدۀ چای سبز را بشناسید

10فایدۀ چای سبز را بشناسید

بسیاری از ویتامین‌ها در چای سبز وجود دارند، مثل: C، P، B1، B2، PP و کاروتن . ویتامین C در چای سبز پس از دم کردن نیز باقی می‌ماند.

1. چای سبز موجب بهبود عملکرد تمام اعضای بدن می‌شود و به جلوگیری از ابتلا به روماتیسم و هپاتیت کمک می‌کند، همچنین موجب تنظیم ضربان قلب می‌شود.

2. دانشمندان معتقدند که کاتچین موجود در چای سبز پوست را جوان تر می‌کند.

3. چای سبز به کاهش وزن کمک می‌کند و چربی‌های ذخیرۀ بدن را کاهش می‌دهد و از بروز بیماری‌های متابولیک و رسوب چربی‌های مضر بر دیوارۀ رگ‌های خونی جلوگیری می‌کند و میزان کلسترول خون را کاهش می‌دهد.

4. چای سبز باکتری‌های مضر روده را از بین می‌برد.

5. چای سبز برای کسانی که آسم دارند، بسیار مفید است ، همچنین انقباض و انبساط ریه را بهبود می‌بخشد.

6. چای سبز مواد مضر برای بدن را که در نتیجۀ اثرات آن‌ها سنگ کلیه و مثانه ایجاد می‌شود، از بین می‌برد.

7. چای سبز محافظی مناسب در برابر اشعه‌های مضر صفحه نمایش تلویزیون و کامپیوتر است.

8. چای سبز باعث باز شدن رگ‌ها و عروق مغز می‌شود، و تغذیه و اکسیژن‌رسانی را بهبود می‌بخشد. این روند به پایین آوردن فشار خون کمک می‌کند و خطر ابتلا به حملۀ قلبی و تصلب شرائین را کاهش می‌دهد.

9. تنین که از کافئین سبک‌تر است، نیز در چای سبز وجود دارد .این ماده،محرک کارکرد سیستم عصبی مرکزی است و عملکرد قلب را تنظیم می‌کند. تنین در سلول‌ها انباشته نمی‌شود و امکان ندارد که کسی در اثر استفادۀ زیاد و مکرر آن مسموم شود.

10. چای سبز بر سه دستگاه مهم در بدن( عصبی، تنفسی و قلبی- عروقی) اثر مثبت دارد. به همین دلیل کسانی که از چای سبز استفاده می‌کنند، بسیار سالم‌ترند و انرژی بالایی در انجام کار‌های روزمره دارند.

همانطور که می‌بینید، چای سبز مزایای زیادی دارد، اما به هر حال، همه چیز را باید به اندازه مصرف کرد.

                                                                                             منبع: مجله پزشکی مادر

تغذيه ي بهداشت دانش آموزان سنين مدرسه

تغذيه ي بهداشت دانش آموزان سنين مدرسه

    سالهايي كه كودك در مدارس مي گذراند از مظهر تغذيه دوره مهمي است .زيرا رشد كودك در اين سنين ادامه دارد.رشد كودك در سنين مدرسه به صورت نسبتاًيكنواختي ادامه داردوسالهاي آخر دبستان    مقارن با شروع جهش رشد است از اين رو تأمين انرژي مورد نياز بسيار ضروري است.                                                          

  اصولاً دانش آموزان به 3 وعده غذاي اصلي و 2 وعده ميان وعده در طول روز نياز دارند.

  وعده غذايي صبحانه نقش مهمي در سلامت جسمي وفكري دانش آموزان دارد زيرا به دنبال ناشتا بودن در طول شب اگر دانش آموز صبحانه نخورد به دليل پايين افتادن قند خون ،توانايي وشرايط لازم براي يادگيري در مدرسه را نخواهد داشت

  اگر دانش آموز صبح زود بيدار شود و كمي ورزش كند تمايل به خوردن صبحانه بيشتر مي شود.

  دانش آموزاني كه صبحانه نمي خورند كم دقت،خسته وبي حوصله اند.والدين دانش آموزان بايد كودكان را تشويق كنند تا بين صبح تا ظهر و ظهر تا شب يك بار ميان وعده مصرف كنندوازخوردن  موادي مثل شكلات و شيريني ونوشابه هاي صنعتي،پفك وچيپس خودداري كنند.

  بهترين ميان وعده براي دانش آموزان عبارت از ميوه هاي تازه-خشكبار-نان وپنير وگرد،كره

   ومربا، نان وتخم مرغ،شيروكيك،بيسكويت،نخود چي،كشمش،عدسي،و...........

    سوء تغذيه يكي از مشكلات تغذيه اي در كودكان سنين مدرسه است.  

مهمترين علل سوءتغذيه عبارتند از:

      1-مصرف نكردن غذاي كافي      2-عادات غذايي نا درست مثل نخوردن صبحانه

      3-ابتلاءبه بيماريهاي عفوني وانگلي

    كودكان در سنين مدرسه وبلوغ در معرض خطر ابتلاءبه كم خوني فقر آهن قرار مي گيرند.

    دانش آموزان مبتلا به كم خوني بيشتر به بيماري هاي عفوني مبتلا شده وباعث كاهش      قدرت يادگيري شده وخيلي زود خسته شده وكمتر به بازي و ورزش مي پردازند.

 مهمترين عللي كه باعث كم خوني فقر آهن در سنين مدرسه و نوجواني مي شود عبارتند از :

      1-استفاده از مواد خوراكي كم ارزش،مثل پفك،چيپس،كالباس،سوسيس،و .................

      2-عدم استفاده از غذاهاي آهن دار.

      3-مصرف چاي بلافاصله بعد از خوردن غذا.

      4-آلودكي هاي انگلي كه در كودكان سنين مدرسه شايع است.  

 

به مناسبت روز هوای پاک

روز هوای پاک

)جنبش سبز درختان)

می خواهم آزادانه، با تمام احساس، تنفس کنم ...

امّا، کتاب ورق می خورد و نگاه من روی کلمه ی «منو اکسید کربن» می خشکد!

حتی کتاب، از تکرار خمیازه ها، خسته شده است.

ما به خوب زیستن و سالم زیستن، احترام نمی گذاریم؛ حتی غبار آینه ها این را می داند. ما، درخت را برای بریدن، چشمه را برای گِل کردن؛ و چمن را تنها برای عکس انداختن می خواهیم! طولی نخواهد کشید که ناقوس های دودی، از فراز برج های سیاه، فراوانیِ مرگ را جشن خواهند گرفت. آن روز، نگاهِ به سکوت رسیده ی کودکان، در ازدحام دیوارهای سیمانی، جنگل های مصنوعی و گل های چینی، چقدر تاریک خواهد بود؛ اگر به غفلت دیرینه، پی نبریم!

هیچ ابری نخواهد بود که به حال زمین گریه کند و سیاهی، سینه ی آسمان را احاطه خواهد کرد.

قناری های مصنوعی، با لهجه ی کلاغ های سیاه، سکوت را ترجمه خواهند کرد و ایستگاه های «توزیع اکسیژن»، در ازدحام صداهای گرفته گم خواهند شد. انگار تنها «تصاویرِ زنده»، از ماهواره ها پخش می شوند؛ نه صدای پرنده ای! نه زمزمه ی جویباری! نه ...

آینده در مسیر حوادث قرار خواهد گرفت و مرگ های ناگهانی، سرفصل اولین اخبار روز خواهند شد؛ به گونه ای که حتی «آسپرین» به اعتماد جادویی اش، شکّ خواهد کرد.

بگذار امروز به جای درخت، دود بکاریم! فردا هنگام برداشت، با جسد مردگانی مواجه خواهیم شد که روزی زندگی را به ما آموختند.

ای نگاه های روستایی، که هنوز سبز می اندیشید! بیاید به «جنبش سبز درختان» احترام بگذاریم!

بیایید به آینده ی پرندگان بیاندیشیم!

بیایید، آیینه ی تجلّی خداوند را، با غبار خودخواهی نشکنیم؛ که این کفران نعمت، عقوبتی سخت در پی خواهد داشت.

 

شهر گمشده

صدای بوق و زوزه ی کشدار اتومبیل ها که در هم می پیچند و با سرعتی سرسام آور، در خیابان های سردرگم، در دود غلیظ شهر گم می شوند.

نفس می کشیم و نفس در سینه هایمان گره می خورد و بالا نمی آید و هنوز اتومبیل ها در جاده های پیچاپیچ ... .

هوای ناگزیر را نفس می کشیم و ریه هایمان را از کذبِ هوا پر می کنیم. در انبوهِ سرفه هایمان غرق می شویم و چشم هایمان کم کم تیره می شود و در سرگیجه های مداوم خویش، چشم هایمان، دیدن را از یاد می برند.

صدای چلچله ها، بوی غریب خستگی می دهد و هنوز صدا می آید و هنوز دود است و دود که خورشید را در بر می گیرد. شهر در هاله ای از تیرگی محو می شود و زمین، آرام به سوی گورِ ابدی خویش گام می فرساید. این آخرین تکاپوی نافرجام زمین است و روز، در سایه های سرد و سیاهِ تلاش، کم کم کمرنگ می شود. چشم ها به سمتِ هیچ خیره می شوند و کرانه های آسمان، رو به سیاهی می زند. درخت ها خم می شوند و سر بر آستان تبر می سایند و پرندگان، بال های آلوده شان را در جوی های خشکیده می شویند و بارانی از کربن، شهر را زیر گام خود له می کند. و هنوز بشر به روزهای رفته اش فکر می کند، به غارهای اولیه، به سکوت، به کوه ها، به دشت ها و به هوای پاک؛ به آن چه امروز در لحظه های ناباوری گم شده و سایه هایی از آن، در دود و خاکستر حل شده است و تنها یاد روزهای گم شده در تقویم، آنها را به این فکر واداشته که روز هوای پاک یعنی: روز بازگشت به تاریخ، روز تنفّس بدون سرب، بدون ذرّات معلّق، بدون تاریکی میهن، روز اتومبیل ممنوع! روز سکوت و تنفّس ...

... و هنوز صدای بوق و زوزه ی کشدار اتومبیل ها که در هم می پیچند و هنوز زمین خسته، زیر پای عابران سرفه می کند و هنوز ...

 

 

 

 

رقص باد

من از دیار گل های نسترن، رازقی و نسرین، پیغام پاکی آورده ام؛ از کوچه ای که نامش گلشن بود، درست پشت یک دیوار سنگی، آن جا که سینه سرخی لانه می ساخت و گل بوته های بنفشه، سر در گوش هم، راز می گفتند و شب بوها، در خواب ناز فرورفته بودند.

من از جوی های روان در دشت، که در ساحلشان، گل های وحشی، با نسیم خنک به رقص درمی آیند، پیغام سبزی و عطر گل! آورده ام.

من از آن جا آمدم که بید مجنون سر به زیر، شاخه هایش را به دست نسیم سپرده است؛ و از آن جا که رؤیای نرگس، رقص باد و اشک شبنم است. ...

و من از «هوای پاک»، آمدم.

در فکر چاره باش

خورشید پشت ابر گرفتار می شود

کم کم محیط پنجره ها تار می شود

شهری که مبتلا به نفس تنگی گل است

در سرنوشت مرگ گرفتار می شود

گنجشک های لک زده چون برگ های خشک

در پای هر درخت پدیدار می شود

وقتی که سرب و دوده و گرد و غبار و مه

در آسمان شهر تلنبار می شود

وقتی که سربی است نفس های عابران

تصویرها در آینه زنگار می شود

وقتی که از پرنده شدن شاخه پر زده

آیا دوباره شهر پر از سار می شود!

آیا دوباره رد عبور درشکه ها

بر سنگفرش خاطره تکرار می شود؟

آیا دوباره پنجره های سیاه شهر

از آسمان دهکده سرشار می شود؟

این یک حقیقت است که با مرگ هر درخت

دارد مسیر مرگ تو هموار می شود

این یک حقیقت است و در فکر چاره باش

چون زندگی نصیب تو یک بار می شود