باردیگرتمام دلتنگی و خستگی ام را

در کوچه پس کوچه های یادت فریاد می زنم !

همه نبودن هایت را با خودم تکرار کنان زمزمه می کنم!

و شکوه صمیمی لبخندت را بر آستان دلتنگی هایم می آویزم !

هرروز بارها و بارها بی آنکه خواب نازک پلکهایت را پریشان

کنم با ساده ترین واژه عاشقانه ،تورا به نام می خوانم !

وتو تمام حسرت نگاه صادقم را به غربت واژه ها پیوند می زنی ؛

و مرا در اندوه رخوتناک لحظه های نداشتنت جا می گذاری...