مناجات نامه
بارالها...!
در پيشگاه تو ايستاده ام و دستهايم را به سوي تو بلند كرده ام...
آگاهم كه در بندگيت كوتاهي نموده و در فرمانبريت سستي كرده ام...
اگر راه حيا را مي پيمودم ، از خواستن و دعا كردن ميترسيدم...
ولي پروردگارم...
آنگاه كه شنيدم گناهكاران را به درگاهت فرا ميخواني و آنان ا به بخشش نيكو و ثواب وعده ميدهي.
...براي پيروي ندايت آمدم...
و به مهرباني هاي مهربانترين مهربانان پناه آوردم
پس مرا از دلهره ملاقاتت در امان دار، و مرا از خاصان و دوستانت قرار بده...
واي بر من اگر رحمت گسترده ات مرا فرا نگيرد...
اگر مرا از درگاهت براني پس به درگاه چه كسي بروم؟!!

خدايا بيشتر از هر كس ديگه اي ميدونم كه چقدر دوستم داري... و چقدر هميشه هميشه هوامو داشتي و به همه خواسته هام رسوندي... اما تو هم بيشتر از هر كس ديگه اي ميدوني كه من انسان صبوري نبوده و نيستم پس خودت هوامو داشته باش... هر چند هميشه ميدونم كه آخر آخرش منو با بهترين سورپرايز ميكني... پس هر طور كه صلاح ميدوني... يا صبرمو زياد كن و يا دعامو زود مستجاب كن.. اي مستجاب دعوات...
خدايا در اين ماه عزيز درهاي رحمتت رو به سوي ما بندگان سراپا تقصيرت بگشا و از سر قصور بيشمارمان بگذر و گناهانمان را بريز ، آبرويمان را نريز و ما را هرگز به حال خويش رها مساز... خداوندا! با كرمت گره از مشكلات تك تك درماندگان بگشا... و خوان سعادت و خوشبختي را بر سر همه محبانت بگستر... يا الرحم الراحمين...
کلام آخر:
بارخدايا! وسوسه هاي نفس، نگذاشت جانم در نهر رجب تطهير شود.از دارآويختگان درخت طوباي شعبانت هم نبودم.ترحم فرما و در درياي رحمت رمضانت مستقرم نما